محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )

447

رشحات البحار ( فارسى )

ظُلْماً » . در جاى ديگرى هم فرموده است : لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ « 1 » ظلم در اينجا به معنى انحراف از مطالعه كتاب ذات است كه موجب عدم يافتن ( وجدان ) مرجو منه مىشود و در نتيجه سرشكسته و مايوس مىشود . و گرنه كسى كه كتاب فطرت اميدش را مطالعه كند ، درمىيابد كه مرجو منه حى قيوم است . همچنان‌كه اگر كسى رجاى خود را به جايى غير از وجه ان و چيزى غير از مقتضاى فطرت خويش منصرف سازد ، او نيز ستمگر است و موجب زيان خواهد شد . زيرا او چنان است كه [ قران مجيد مىفرمايد : ] كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئاً « 2 » درست است كه همواره اين فطرت در هنگام اضطرار ( اوج نياز ) حتى در نزد ظالمان نيز ظهور مىيابد . همچنان‌كه فرعون پس از آنكه ديد دستش از همه جا كوتاه است ، گفت : قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ مُوسى وَ هارُونَ « 3 » اين در حالى است كه او توبه نكرد و ايمان نياورد . و گرنه خداوند متعال مىفرمود و بيان مىكرد كه او توبه كرد و ايمان اورد . برعكس خداوند متعال فرمود : « قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ ( انى امنت برب موسى و هارون ) » . بنابراين در فطرت رجا و حتى در اظهار رجاى وى اشكالى نيست ، اما از آنجا كه مرجو منه در نزد او على التحقيق پروردگار موسى و هارون نبود ، از جمله اهل ايمان نشد و به طور خلاصه ، كوتاه شدن دست وى از همه جا ، باعث اظهار فطرت رجاى او شد . اما اينكه مرجو منه شخص پروردگار موسى و هارون باشد ، براى وى تبيين نشد و بر همان حالت كفر ماند . دليل آنچه كه بيان كرديم اين است كه معصوم به برهان فطرت رجا استدلال كرده و در جواب سخن سؤال‌كننده فرموده است :

--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) : 87 . ( 2 ) . نور ( 24 ) : 39 . ( 3 ) . يافت نشد